اگر نقاشی یک نمایشنامه بود ، ضربه زدن به صحنه کار در پشت صحنه خواهد بود تا مطمئن شوید که وقتی پرده بلند می شود همه چیز جلا داده می شود و در کنار هم قرار می گیرد. گیگ اصلی؟ متوقف کردن رنگ از تصادف طرف اشتباه.
تصور کنید که شما یک دیوار آبی روشن را نقاشی می کنید ، اما شکل دادن به آن سفید واضح است. بدون نوار ، ممکن است آن آبی مانند یک تصادف آبرنگ دست و پا چلفتی به رنگ سفید خونریزی کند و لبه های مرتب و مرتب خود را به یک ظروف سرباز یا مسافر تبدیل کند. ضربه زدن مانند قرار دادن یک حصار کوچک است: می گوید: "اینجا بمان ، نقاشی کنید. این منطقه محدود است."
اما این فقط مربوط به مسدود کردن رنگ در مورد ایجاد نظم در یک فرآیند هرج و مرج نیست. این که آیا شما در حال نقاشی نوارها ، دیوارهای لهجه هستید ، یا فقط در اطراف ویندوز لمس می کنید ، نوار سلاح مخفی شما برای خطوط تیز و متقارن است.
این دلیل این است که کابینت های آشپزخانه شما با پراکندگی های رنگی که شبیه پروژه هنری کودک نو پا است ، به پایان نمی رسد ، و اینکه چرا لبه های سقفی شما آن را ندارند "من بهترین تلاش خود را کردم" نگاه مبهم.
به آن به عنوان قولی که به فضای خود می دهید فکر کنید: "من قصد دارم شما را عمدی به نظر برسانید ، نه بی وقفه." و هنگامی که آن نوار را جدا می کنید تا خطوط تمیز و دقیق را آشکار کنید؟ مثل این است که به طور واضح و روشن ، تمام کار سخت شما را به جای خود کلیک کنید ، و اتاق شما احساس می کند که به یک هویت جدید و با اعتماد به نفس تبدیل شده است.









